ندای درون

ندای درون

همه ما در زندگی روزمره خود به تاثیر ندای درون خود توجه می کنیم. گاهی ندای درون ما نقش قضاوت کننده، حکم دهنده و حتی قاضی را برای ما بازی می کند. در این دنیا که تکنولوژی، انسانیت را تحت الشعاع قرار داده است. بسیاری از مردم می‌خواهند شیوه‌ای را در زندگی در پیش بگیرند که با فطرت معنوی شان هماهنگ باشد.

انسانها انواع مختلف ادیان و مکاتب را با درجه‌های مختلفی از موفقیت یا شکست، آزمایش می کنند. برای معنای زندگی خود به کارهای انگیزه‌بخش زندگی نیز رو می‌آورند. بعضی از این افراد خیلی مواقع حس سرگردانی و نامفهومی از جهان پیرامون خود دارند. این حس مبهم و پوچی یا نارضایتی حتی بعد از اینکه به هدف‌های مورد نظرشان هم می‌رسند زندگیشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اثر بدبختی

اکثر اشخاص ناراضی و کسانی که در زندگی هدف مشخصی ندارند و ندای درونی آنها را به پوچی سوق می دهد، بیشتر اوقات به ترانه و موسیقی‌ رادیوها و خوانندگانی گوش می‌دهند که اشعار و قطعات موسیقی آنها پر از ناامیدی، فلاکت، بدبختی زجر و شکنجه است. در این ترانه ها هرگز مضامین امیدبخش و امیدواری به آینده، عشق، مهربانی، فداکاری، ایثار مشاهده نمی شود.

تا به حال به یک ترانه با این مضمون گوش داده‌اید: بیشتر از سی سال سن دارم ولی هنوز هیچ همسر خوبی پیدا نکرده‌ام. همه نامزدهایی که تا به حال داشته‌ام بد بوده‌اند. هیچ وقت موفق نمی‌شوم پس چرا بی‌خود سعی کنم. در یک ترانه دیگر خواننده با مفهوم ناامیدی می‌خواند: چه فایده‌ای دارد؟ هر چه زحمت می‌کشم حاصلش جز ناامیدی نیست. همه این موارد تاثیر مثبتی بر ندای درون مخاطب ندارد.

مغز شبیه رایانه

عملکرد ما انسانها خیلی شبیه به کامپیوترهای عصر مدرن است. آنها فقط دستورالعمل‌هایی را اجرا می‌ کنند که برای آن برنامه ریزی شده اند. برای مثال کامپیوتری که برای آن برنامه تایپ نصب شده ولی برنامه صفحه گسترده ندارد هرگز نمی‌تواند کارهای مربوط به برنامه صفحه گسترده را انجام بدهد. این اِشکال از کامپیوتر نیست چون اگر این برنامه را داشت به راحتی می‌توانست این کار را انجام بدهد.

در مورد من و شما هم همین مسئله صدق می کند. اگر ندای درون شما حرف های منفی می‌زند شما مقصر نیستید. اگر همه نامزدهایی که تا به حال داشتید به درد نخور بوده‌اند، مطمئناً امیدوار نیستید که در آینده هم بتوانید با آدم مناسبی برخورد کنید. به عبارت دیگر اگر تا به حال این اتفاق نیفتاده است نمی توانید انتظار داشته باشید درآینده اتفاق افتد.

انیشتین میگوید. “هیچ مشکلی را نمی‌توان در همان سطحی که بوجود آمده حل کرد باید یاد بگیریم که نگاهمان را به دنیا تغییر دهیم”. بنابراین ذهن ما مثل یک سیستم بسته عمل می‌کند. یعنی بر اساس اطلاعاتی که از گذشته داریم برای آینده تصمیم‌گیری می‌کنیم.

تغییر زاویه دید

چطور نگاهمان به دنیا را تغییر دهیم؟ چه کار کنیم تا آینده تکرار گذشته نباشد؟ به چه روشی در زندگی‌ پیشرفت‌های بزرگ داشته باشیم؟ چگونه می‌توانیم حداقل کارهایی را که تا به حال انجام می دادیم اصلاح کنیم؟

پاسخ این سؤالات، فوق العاده ساده است. برای اینکه از محدودیت‌هایی که به خودتان تحمیل کردید فاصله بگیرید و با خیال راحت از توانایی‌های بالقوه‌تان استفاده کنید. ابتدا باید بدانید واقعاً چه کسی هستید نه اینکه فکر کنید چه کسی هستید.

شما وقتی می‌توانید بفهمید واقعاً چه کسی هستید که صادقانه و بدون سرزنش کردنِ خودتان به شخصیت رفتارهایی که دارید توجه کنید. برای اینکه آینده جدیدی بسازید لازم نیست نگران گذشته باشید و یا اینکه به گذشته تکیه کنید چون تا زمانی که متوجه الگوهای رفتاری ناخواسته و ناپسندتان نشوید رفتارتان با گذشته هیچ تفاوتی نخواهد داشت.


تغییر زاویه دید ندای درون


بخوانید: تربیت مذهبی کودک

ندای درون و خودشناسی

 شناخت خود یعنی مشاهده خود، بدون اینکه در مورد وضعیت موجود قضاوت کنید. به عبارت دیگر، وقتی به رفتارتان توجه می کنید در مورد آن قضاوت نکنید. اگر از این روش استفاده کنید کارهایی که تا به حال به طور خودکار انجام می دادید متوقف می شوند. به این ترتیب زندگی برایتان ارزشمند و با معنی می‌شود.

وقتی زندگی را مستقیماً بدون عبور از فیلتر قضاوتها و دستورالعملها به صورت یک فرآیند پیش بینی شده تجربه می کنید، معنویت، همه ابعاد زندگی شما را در بر می گیرد. شما در هر زمان فقط می توانید یک کار انجام دهید. یعنی اینکه یا می توانید در مورد اتفاقی که در حال رخ دادن است فکر کنید یا اینکه آن را تجربه کنید.

منظور من این نیست که نباید فکر کنید. یا نباید به ندای درون خود توجه کنید. منظور من این است که باید قضاوت، تجزیه و تحلیل و ارزیابی کاری را که در حال حاضر انجام می دهید در حاشیه قرار دهید تا دیگر این مسائل بر زندگی شما مسلط نشوند.

زندگی در زمان حال

یکی از فایده‌های زندگی در زمان حال این است که کارهای معمولی پیش پا افتاده ای که انجام می‌دهید کامل و رفتارهایی که بدون تکیه بر گذشته انجام می شوند مناسب به نظر می رسند. بدون تکیه بر گذشته یعنی بدون تکیه بر مسائلی که فکر می کنیم برای کسب رضایت در آینده باید از آن‌ها استفاده کنیم. این مسائل بیشتر از اطلاعات قبلی آنچه جامعه به آن اعتقاد دارد یا در برابر آن مقاومت می کند ریشه می گیرند تا تجربه خودتان در مورد آنچه واقعاً شما را راضی می کند.

رضایت واقعی

بنابراین رضایت با استفاده از این مسائل به دست نخواهد آمد.رضایت واقعی با قضاوت در مورد کارهایی که انجام می‌دهید بدست نمی آید. بلکه هنگامی فراهم می شود که زندگی را مستقیماً تجربه کنید. تجربه مستقیم زندگی، دستورالعل هد‌ف های شما را هم دربر می گیرد.

ولی فقط پیشروی برای رسیدن به آن‌ها نیست. به عنوان مثال، ممکن است یکی از هد‌فهای شما این باشد که تناسب اندام خوبی داشته باشید. برنامه ریزی کرده باشید که علاوه بر رفتن به باشگاه یک رژیم غذایی هم بگیرید.

کسانی که با انجام حرکات ورزشی این هدف را دنبال می‌کنند و حرکت را به شکل صحیحی انجام دهند تجربه موفقی خواهند داشت. علاوه بر انجام حرکت های ورزشی به تناسب اندام هم می رسند. ندای درون این افراد مسیر درستی را برایشان رسم نموده است.

ولی درمقابل کسانی که روبروی آینه می ایستند و از چیزی که در آن می بینند شکایت می کنند، هدفشان از ورزش کردن این است که یک روز به تناسب اندام برسند. و از خود ورزش کردن لذت نمی‌برند. این طرز فکر غلط را در خودشان تقویت می کنند که ایرادی دارند.حتی وقتی به هدفشان می‌رسند همچنان فکر می کنند که مشکل و ایرادی دارند.

نتیجه

چگونه می توان زندگی را مستقیماً تجربه کرد؟ چطور می توان به رضایت مندی رسید؟ چگونه می توان یکسال  برنامه ریزی مفید داشت؟ به این پاسخ دقت کنید. به هر کاری که انجام می دهید به طور کامل توجه کنید. اگر به شما بگویند ظرفها را بشویید و شما در هنگامی که ظرف می شویید به خودتان بگویید که آیا شما باید ظرف ها را بشویید؟ نتیجه می گیریم که شما دل به کار نمی دهید.

مسئله اینجاست که اگر با ندای درون خودتان درگیری فکری داشته باشید یا یکسره از آن شکایت کنید. لحظه حال در زندگی شما به این شکل سپری می شود. اگر به شناخت برسید (دیدن هر چیز همانطور که هست بدون قضاوت در مورد آن) ندای درونی که با شما حرف می زند مثبت خواهد بود و شما می توانید خودتان را از شر حرف های منفی خلاص کنید و مسیر انرژی خود را تغییر دهید.

نوشته: ارییل کین

ترجمه از: برتراندیش

پیمایش به بالا
[theme-my-login]