قدرت ذهن:
با من همراه شوید تا ببینید. چگونه می توانید با 4 روش عملی کنترل افکار خود را بدست بگیرید و ارباب ذهن خود باشید؟ ذهن شما قدرتمندترین ابزاری است که برای انجام کارهای نیک و به وجود آوردن خیر و خوبی در زندگی در اختیار دارید.
اگر از آن به خوبی استفاده نکنید، میتواند به ویرانگرترین ابزاری که ممکن است تصورش را بکنید، بدل شود. ذهن شما، یا به عبارت دقیقتر، افکار شما روی ادراکتان و در نتیجه روی تلقی شما از واقعیت تاثیر میگذارد.
کنترل افکار:
هر فرد به طور میانگین روزانه حدود ۷۰،۰۰۰ فکر به ذهنش خطور میکند. خیلی زیاد است مگر نه؟ حال اگر این افکار، صرفا افکاری پوچ و بیهوده باشند که جز خودخوری پیامد دیگری نداشته و تنها انرژی شما را هدر دهند، چطور؟
آیا این مسئله شما را نگران نمیکند؟ خیلی ساده است شما میتوانید اجازه دهید افکار شما از کنترل خارج شده و منجر به رفتارهای دیوانهوار و بیقید و بند شوند. ولی چرا باید این کار را کنید؟ فکر نمیکنید وقت آن شده که قدرت خود را باز پس گیرید؟ وقت آن نشده که کنترل امور را به دست بگیرید؟
تصمیم بگیرید و اراده کنید که فردی باشید که آگاهانه و فعالانه اندیشه میکند. اگر افکار بر شما تسلط دارند باید بدانید که در حال حاضر، شما اسیر و مطیع یک سری عوامل ناخواستهی اشغالگر ذهن خود هستید.
اکنون آنها مسئول افکار شما هستند. اگر میخواهید شما رئیس آنها باشید، باید آنها را شناسایی کنید. از انگیزه های آنها مطلع شوید. پس از آن میتوانید امور را به دست گرفته و آنها را بیرون کنید. هنگامی که افکار خود را تغییر میدهید و بر افکار خود کنترل پیدا می کنید، احساساتتان نیز دستخوش تغییر خواهند شد.
همچنین محرکهایی که منجر به بروز چنین احساساتی ناخوشایندی در شما میشوند را حذف خواهید کرد. هر دوی این دستاوردها به شما کمک میکنند که آرامش ذهن بیشتری به دست آورید.
روش کنترل افکار:
برای کنترل افکار دو راه وجود دارد: میتوانید جریان افکار خود را قطع کنید و با افکار دیگر جایگزین کنید. راه دوم این است که به طور کلی آن را کنار بگذارید. گزینهی دوم همان چیزی است که به آن آرامش روان میگویند. راهکار قطع افکار و جایگزین کردن آن به معنای برنامهریزی مجدد ضمیر ناخوداگاه شما میباشد.
در نهایت جایگزینی افکار به یک راهکار «برو به» افکار در موقعیتهای قابل اجرا تبدیل میشود. من در حال حاضر تعداد اندکی فکر در سر دارم که به میل خود آنها را انتخاب نکردم و یا در نتیجهی برنامهریزی مجدد به وجود آمدهاند.
من ارباب ذهن خود هستم. به همین دلیل ذهن من لبریز از آرامش است. ذهن شما نیز میتواند چنین باشد. شما هستید که افکارتان را نظاره کنید. شما باید به افکار خود توجه کنید تا بتوانید بگویید چه کسی نمایش را کارگردانی میکند.
این کار به شما کمک میکند تا تصمیم بگیرید از چه راهکاری استفاده کنید. هر روز را با این تصمیم آغاز کنید که کنترل افکار خود را در دست بگیرید تا متوجه شوید چه زمان در حال اندیشیدن به افکار منفی هستید.
تکنیک های مهم کنترل افکار
همان طور که اشاره شد برای تسلط و کنترل افکار می توانید از دو تکنیک زیر استفاده کنید این دو روش عبارتند از:
- روش اول: قطع و جایگزین کردن (برای منتقد درونی و جنگجو)
- روش دوم: حذف، به طور کامل (برای واکنش گرا و عامل بی خوابی)
آشنایی با اِشغالگران ذهن:
اشغالگران ذهن افکار و احساسات شما را در دست می گیرند دقیقا مثل راننده ای که فرمان ماشین را در دست دارد. برای اینکه بتوانید این اشغالگران را از ذهن خود بیرون کنید. باید افکار خود را تغییر داده و بر آنها مسلط شوید. در این مرحله و برای تسلط پیدا کردن بر شیوه عملکرد این اشغالگران، با آنها و نحوه برخورد با آنها آشنا می شویم.
1- منتقد درونی:
این همان منتقد دائمی شماست و همیشه به شما اهانت می کند. معمولا مخلوطی است از حرف مردم و حرف های پدر و مادرتان و افکاری که شما بر اساس توقعات خود و دیگران در مغزتان پرورش دادهاید. مقایسهی خود با دیگر مردم، به خصوص افراد مشهوری که در رسانهها حضور دارند. چیزهایی که در نتیجه تجربههای تلخ و دردناک مانند خیانت و طرد شدن به خود گفتهاید.
این منتقد درونی با ناراحتی، عزت نفس پایین، دست کم گرفتن و دوست نداشتن خود تحریک میشود. تفسیر شما از چنین تجربههایی باعث میشود نسبت به تواناییهای خود تردید کرده و خود را سرزنش کنید.
به احتمال زیاد در مواردی مانند طرد شدن و یا خیانت، در حق خود اجحاف هم میکنید. درحالی که مستحق چنین رفتاری از جانب هیچکس نیستید. از آن جایی که منتقد درونی در واقع خود شما هستید چه دلیلی دارد که شما اینگونه خود را مورد سوءاستفاده قرار دهید؟ چرا باید اجازه دهید کسی با شما این چنین بدرفتاری کند؟
اقدام کنید:
این اولین اشغالگری است که باید از ذهن خود بیرون کنید و حتی اگر ناچار شدید به زور نیز متوسل شوید. او جنگجو را جوشیتر و پرخروشتر میکند. لقبهایی که شما به خود میدهید و برچسبهایی که روی خود میچسبانید باعث میشود که هنگامی که دیگران شما را به آن اسمها صدا میکنند به صورت یک محرک عمل کرده و به این ترتیب او حضور دردسرساز را نیز قطعیتر و دائمیتر میکند.
او معمولا وقتی شما سعی در به خواب رفتن دارید حضور دارد و به این ترتیب او جایگاه خواب از سر پران را محکمتر میکند. یک قلدر درست و حسابی است و چه به صورت کلامی و چه به صورت عاطفی به شما اهانت میکند. نابودگر عزت نفس است. شما را قانع میکند که بیارزش هستید. او دروغگوی قهاری است. اگر به ارزش وجودی خود بها میدهید، او را بیرون کنید!
راه مقابله با این اِشغالگر:
منتقد درونی قاتل عزت نفس و اعتماد به نفس شما است. زمانی که به خود میآیید و میبینید در حال تفکر برای افکار منفی در مورد خود هستید (به خودتان القاب نامناسب میدهید، به خود بیاحترامی کرده و یا مورد نکوهش قرار میدهید)، آن را متوقف کنید. باید توجه داشته باشید که برای تسلط بر افکار خود با این منتقد درونی مبارزه کنید.
تکنیک بس کن دیگه:
میتوانید در ذهنتان سر خود فریاد بکشید که: «نه! بس کن!» یا «کافیه دیگه، من میتوانم خودم را کنترل کنم!» سپس هر فکر منفی که راجع به خود در سر میپروراندید را با افکار متضاد جایگزین نمایید. یا از یک عبارت تأکیدی استفاده کنید که با «من (این گونه) هستم» شروع میشود.
تکنیک عبارات تاکیدی مثبت:
برای مثال اگر فکر شما این است که «من یک بی عرضهی تمام و کمال هستم» میتوانید آن را با این فکر جایگزین کنید: “من مخلوق الهی خداوند هستم. موجودی معنوی هستم که تلاش میکند مهارتهای انسانی را فرا بگیرد”.
مخلوقی از جنس انرژی، نور و ماده هستم. فوقالعاده، باهوش و زیبا هستم. خودم را به همین شکلی که هستم، دوست دارم و تایید میکنم میتوانید با خود به گفتگو بنشینید تا بتوانید صدایی که آن فکر را ذهن شما به وجود آورده را بیاعتبار جلوه دهید،
البته اگر بدانید آن صدا متعلق به چه کسی است. «فقط به خاطر اینکه فلانی و بهمانی گفتند که من بیعرضهام دلیل نمیشه که درست باشه. این فقط نظر اونا بود، نه اینکه واقعیت داشته باشه. شایدم اصلا داشتن شوخی میکردند و من چون به خودم اطمینان نداشتم حرفشان رو جدی گرفتم. »
با حذف بدترین و سرسختترین منتقد خود، حضور سه اشغالگر دیگر را نیز کمرنگ میکنید. جای او را با بهترین دوست جدیدتان عوض کنید که شما را حمایت میکند، تشویق میکند و زندگی شما را ارتقا میدهد.
او همان کسی است که شما میخواهید در ذهن شما حضور داشته باشد. اگر متوجه شدید که در حال دوره کردن افکار منتقدانه دربارهی خود هستید، میتوانید با یادداشت کردن افکار متضاد با عبارات تأکیدی، خود را برای مقابله به مثل آماده کنید.
2- جنگجو:
کسی که تسلطی بر افکار خود ندارد و معمولا در آینده زندگی میکند از شیوه افکار درونی جنگجو بهره می گیرد. در دنیای «چه میشد اگر» ها. محرک او ترس است که اغلب اوقات ترسی غیر منطقی و بیپایه و اساس است. در برخی موارد ترس تکرار وقایعی که در گذشته اتفاق افتاده است نیز باعث برانگیخته شدن او میشود.
راه مقابله با این اِشغالگر:
جنگجو باعث واکنشهای شدید ناشی از دوره کردن افکار دلهره آورد میشود. اضطراب طولانی مدت چه از نظر ذهنی، چه از نظر عاطفی و چه از نظر جسمانی مضر است و میتواند تاثیرات بلند مدت بر روی سلامتی داشته باشد.
ترس آغازگر عکسالعمل جنگ یا گریز است، باعث ایجاد نگرانی در ذهن و به وجود آمدن اضطراب در بدن میشود. بنابراین شما باید بتوانید یک فکر دلهرهآور را از روی احساسی که دارید بلافاصله تشخیص دهید و در جهت کاهش آن اقدام کنید.
تکنیک توقف فکر:
از روشی توقف فکر برای متوقف کردن و سپس جایگزینی فکر استفاده کنید. ولی این بار افکار دلهرهآور خود را با افکار تشکر و قدردانی به خاطر نتیجهای که آرزو دارید حاصل شود جایگزین کنید. اگر شما به قدرتهای فوق طبیعی اعتقاد دارید، اینجا جایی است که باید آنها را به کار بگیرید.برای مثال به جای نگران شدن برای عزیزانم که در مسافرت در شرایط آب و هوایی بد هستند، این چنین دعا میکنم:
«خدای بزرگ ممنونم که مراقب عزیزانم هستی. ممنونم که مواظب هستی ماشینشان سالم بماند و توی جاده به مشکلی برنخورند. ممنونم که رانندهی همراهشان ، رانندهای مطمئن، هوشیار و گوش به زنگ و حواس جمع هست. ممنونم ازت که آنها رو صحیح و سالم، به من می رسانی».
هنگامی که این گونه فکر میکنید، لبخند بزنید یا آنها را با صدای بلند ادا کنید و از زمان حال برای بیان آن استفاده کنید. این کار به شما کمک میکند که واقعا آن را حس کنید و به آن اعتقاد داشته باشید. اگر میتوانید دعاهای خود را تصور کنید. تصویرسازی احساسات شما را تقویت کرده و به این ترتیب تاثیر ارتعاشات شما افزایش پیدا میکند.
تکنیک تنفس عمیق:
حالا یک نفس آرامشبخش بکشید، آهسته، دم را از بینی و بازدم را از دهان خارج کنید. هر چند بار که دوست دارید این کار را تکرار کنید. جایگزین کردن افکار ترسناک، با تشکر و قدردانی، رفتار واکنشی را کم کرده و از جوش و خروش دردسر ساز میکاهد. مقاله ورزش و تقویت حافظه را بخوانید.
مثلا اگر کودک شما در مرکز خرید گم شود، واکنش معمول والدین که از افکار دلهره آور ناشی میشود این است که سر آنها داد بکشند: «بهت گفته بودم از جلوی چشم من دور نشو!» این واکنش فقط سطح ترس بچه را که به دلیل گم شدن به وجود آمده بود را افزایش میدهد.
به علاوه به آنها یاد میدهد که وقتی مرتکب اشتباه میشوند مامان و بابا عصبانی میشوند که باعث میشود در آینده به شما دروغ بگویند. یا برخی از مسائل را با شما در میان نگذارند.
هنگامی که افکار هراسآور به ذهن شما هجوم میآورند، برای کنترل افکار خود، آنها را تغییر دهید: «خدایا ممنونم ازت که مراقب فرزندم هستی و اون رو صحیح و سالم نگه میداری. ممنونم که کمکم میکنی زود پیداش کنم». سپس وقتی بچهی خود را بعد از دوره کردن چنین افکاری پیدا میکنید، تنها واکنش شما شکرگزاری خواهد بود و چنین واکنشی برای هر دوی شما گزینهی بهتری است.
تکنیک شکر گزاری:
تشکر، عشق، آرامش و شادی افکاری هستند که بیشترین ارتعاش را دارند و ترس جزو دستهای است که کمترین ارتعاشها را دارند. قطع کردن جریان افکار و جایگزین کردن آنها در کوتاه مدت تعداد افکاری که به آنها میاندیشید، به ویژه افکار ناسالم و بیهوده را کاهش میدهد. حالا شما در مسیری قرار گرفتهاید که میتوانید ارباب ذهن خود باشید.
همچنین شما میتوانید از تنفس آگاهانه زمانی که جنگجو اوج میگیرد نیز استفاده کنید، مانند زمانهایی باعث به وجود آمدن حالتهای ترس و وحشت میشود و فکر کردن را سخت میکند. فقط در این مورد شما باید بازدم را طولانیتر از دم و از طریق دهان انجام دهید.
3- واکنش گرا:
اگر تسلطی بر افکار خود نداشته و با کمترین واکنش احساسی دچار خشم و احساس ناکامی و درد میکنید آگاه باشید که این محرکها از زخمهای التیام نیافتهی گذشته ریشه میگیرند.هر تجربهای که حتی اندکی به زخمی از گذشته ربط پیدا کند، میتواند آتش این احساس را شعلهور کند.
چه حرف باشد و چه احساسات، چه حتی صدا و یا بو، هر چیزی میتواند او را تحریک کند.واکنش گرایی انگیزهی مشخصی ندارد، کنترل ضعیفی برای مهار احساسات ناگهانی دارد و از برنامه ریزیهای گذشته تبعیت میکند که دیگر در خدمت شما نیستند.
راه مقابله با این اِشغالگر:
واکنش گرایی میتواند منجر به رفتارهای ناشی از خشم و ناامیدی شود. حذف کردن دائمی این اشغالگر نیاز به توجه و تعمق بیشتری دارد تا بتوان تشخیص داد چه عواملی محرک چنین اشغالگری بودهاند؟ چگونه میتوان آنها را درمان کرد؟
ولی تا آن موقع میتوانید به محض آنکه پی به حضور او بردید، با استفاده از روش تنفس آگاهانه کاری کنید که واکنش گرا از کنترل خارج نشود. واکنش گرایی درست مانند جنگجو باعث تحریک واکنش جنگ یا گریز میشود، بنابراین علائم فیزیولوژیکی حضور او نیز به همان شکل است. با اندکی توجه، باید بتوانید تفاوت بین اضطراب، خشم، ناکامی یا درد را تشخیص دهید.
تکنیک شمارش تا ده:
مطمئنم پیشنهاد شمردن تا عدد ده هنگامی که عصبانی هستید را قبلا شنیدهاید. شما میتوانید با تنفس آگاهانه این ده ثانیه را موثرتر کنید. تنفس آگاهانه به اندازه اسمش ساده است. فقط روی تنفس خود تمرکز کنید. به وارد و خارج شدن هوا از ریههای خود توجه کنید.
از طریق بینی هوا را به داخل بکشید. ورود هوا از طریق بینی خود را حس کنید. احساس کنید چگونه ریههای شما پر و منبسط میشوند. به بالا آمدن شکم خود توجه کنید. از طریق بینی هوا را خارج کنید. احساس کنید چگونه ریههای شما خالی میشوند. توجه کنید که چگونه شکم شما پایین میافتد.
خروج هوا را از سوراخهای بینی خود حس کنید. هر چقدر دوست دارید میتوانید این کار را انجام دهید. اگر میخواهید، موقعیت را ترک کنید. به آدرنالین بدن خود فرصت میدهد تا به حالت عادی برگردد. حال میتوانید با خونسردی بیشتر و دیدی منطقیتر با موقعیت مواجه شوید و از رفتارهای مخرب پرهیز کنید.
یکی از مشکلاتی که این اشغالگر به وجود میآورد این است که باعث بحرانی تر شدن مشکلات ناشی از عامل بی خواب میشود. با بیرون کردن و یا کنترل کردن واکنش گرا، میتوانید رفتار واکنشی را کاهش دهید.
این به نوبهی خود باعث کاهش تکرار و نشخوار افکاری میشود که شبها شما را بیدار نگه میدارند. سعی کنید ارباب ذهن خود باشید و به واکنش گراها اجازه ندهید، استرس را وارد زندگی و روابط شخصیتان کند.
4- بی خوابی:
این عامل میتواند ترکیبی از تعدادی از اشغالگران مختلف مانند برنامهریز درونی، تکرار مکررات و نشخوار کنندهی افکار قدیمی در کنار منتقد درونی و جنگجو باشد. محرک و انگیزهی او میتواند شامل موارد زیر باشد:
- به عنوان واکنشی در برابر سکوت، که او با آن مبارزه میکند.
- رسیدگی به اموری که شما در طول روز از آنها غافل بودهاید.
- تردید در تواناییهای شخص و عزت نفس پایین.
- احساس ناامنی و اضطراب عمومی و مواردی که برای منتقد درونی و جنگجو ذکر شد.
حال که به هویت اشغالگران مخربی که افکار را کنترل میکنند پی بردید برای آنکه ارباب ذهن خود باشید باید یاد بگیرید چگونه آنها را بیرون کنید. اگر شما اشغالگران را به همان ترتیبی که ذکر شد حذف نمایید اثر کاهشی خواهد داشت. یعنی بیرون کردن یک اشغالگر حضور اشغالگر بعدی را کمرنگ خواهد کرد. مسلماً برای اینکه بر افکار خود تسلط پیدا کنید نیازمند یک راهنمای عملی کنترل افکار هستید.
راه مقابله با این اشغالگر ذهن:
عامل بی خوابی وظیفهی بیدار نگهداشتن شما در شب با افکار پوچ و تکرار را بر عهده دارد. این عامل مخلوطی از برنامهریز درونی، تکرارکننده و نشخوار کنندهی افکار قدیمی، منتقد درونی و جنگجو میباشد. زمانی من دچار یک مشکل خیلی رایج شده بودم نمیتوانستم ذهنم را زمان خواب خاموش کنم. این مسئله باعث شده بود نتوانم راحت به خواب بروم.
در نتیجه نمیتوانستم از استراحت و تجدید قوایی که خواب شبانه به ارمغان میآورد بهرهمند شوم. به شما می گویم که چگونه توانستم ارباب ذهن خود شوم و عامل بی خوابی را از ذهنم بیرون کنم.
تکنیک تنفس شکمی:
ابتدا با تمرکز بر روی تنفس خود آغاز کردم. هنگام نفس کشیدن روی بالا آمدن و پایین رفتن شکمم تمرکز کردم. ولی این کار افکارم را برای مدت زیادی دور نگه نداشت. سپس به رویکرد جایگزینی روی آوردم که افکار کنترل نشده را حذف میکرد. هنگام دم به کلمهی دم و هنگام بازدم به کلمهی بازدم فکر میکردم. هنگام فکر کردن به هر کلمه، آن را کش میدادم تا با تنفسم منطبق باشد.
وقتی میدیدم باز ذهنم به سمت افکار دیگر منحرف شده است، دوباره به همان دم و بازدم بر میگردم. با این روش من هنوز هم به نوعی در حال فکر کردن هستم. اما چرخ دندههای ذهنم دیگر خارج از کنترل نمیچرخند. من کنترل ذهنم را در دست دارم. من تصمیم میگیرم چه موقع آن را ساکت و آرام کنم.
توصیه مهم:
اولین باری که این روش را امتحان کردم، تنها بعد از چند لحظه شروع به خمیازه کشیدن کرده و تنها ده دقیقه بعد به خواب رفتم. برای شبهایی که خیلی برای به خواب رفتن مشکل دارم، با تلاش مضاعف سعی میکنم همان طور که چشمانم بسته است به بالا نگاه کنم.
اگر مشکل خوابیدن شما به دلیل این است که نمیتوانید ذهن خود را خاموش کنید، به شما اکیداً توصیه میکنم این تکنیک را به کار بگیرید. من هنوز هم هر شب از آن استفاده میکنم. با این تکنیک شما میتوانید همین امشب بهتر بخوابید.
شما میتوایند با این روش مشکل تسلط بر افکار خود در موارد زیر نیز حل کنید: وقتی که خیلی زود از خواب بیدار شده و میخواهید دوباره به خواب بروید. زمانی که مایل هستید ذهن خود را روی افکار ببندید. آن هنگام که تمایل دارید احساسات خود را مهار کنید. هنگامی که می خواهید فقط روی زمان حال تمرکز کنید. مقاله عوامل موثر بریادگیری را بخوانید.
ابزارهای کنترل ارباب ذهن:
ذهن شما یک ابزار است. مانند هر ابزار دیگری میتواند به منظور ساختن و یا به منظور ویران کردن مورد استفاده قرار بگیرد. شما میتوانید ارباب ذهن خود یا بردهی آن باشید. شما میتوانید اجازه دهید ذهن شما توسط مستاجران ناخواسته، نامطلوب و ویرانگر اشغال شود.
همچنین میتوانید مستاجران مطلوبی مانند آرامش، شکر گذاری، شفقت، عشق و شادی را انتخاب کنید. ذهن شما میتواند بهترین دوست شما، بزرگترین حامی شما و کسی باشد که همیشه رویش حساب کنید. هر زمان و هر کجا مشوق شما باشد. این انتخاب شماست. در طول روز همهی ما ممکن است لحظات ناخوشایندی را تجربه کنیم.
گاهی که بیحوصله هستیم، افکار منفی به سراغمان میآیند، غر میزنیم یا به عبارتی حالمان خوب نیست. نمیتوانیم بگوییم و بخندیم، شوخی کنیم و لذت ببریم. میزان شادی و سرحال بودن رابطهی مستقیمی با توانایی مدیریت افکار منفی دارد.
علت افکار منفی:
اما واقعا علت افکار منفی چیست و چگونه میتوانیم آنها را متوقف کنیم؟ راههای متفاوتی برای مواجهه با افکار منفی وجود دارد، میتوان آنها را پذیرفت، نادیده گرفت یا به شکلی منطقی با آنها روبهرو شد. افکار منفی کیفیت زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهند.
اعتماد به نفس و عزت نفس ما را مخدوش میکنند و به زبان خودمانی روزگارمان را سیاه میکنند. در ادامه با ما همراه باشید تا دریابید علت افکار منفی چیست و چگونه میتوان از آنها پرهیز کرد.
۱. ترس از آینده
انسان به شکل طبیعی از ناشناختهها میترسد. به همین دلیل از زمانهای باستان همواره به دنبال پیشگویی و کشف رازهایی در آینده بوده است. از کفبینی و رصد ستارگان گرفته تا انواع و اقسام فالها و پیشگویی ها. شکل تکامل یافتهی این علاقه به آیندهنگری، منجر به پیشرفتهایی در زمینهی پیشبینی آب و هوا و… نیز شده است.
گذشته از اینها، ترس از آینده گاهی زندگی روزمرهی ما را تحت تأثیر قرار میدهد. این ترس منجر به ایجاد افکار منفی میشود. این دلشوره از آنچه در دو ساعت دیگر در جلسهی کاری رخ خواهد داد، شروع میشود و تا اندیشیدن به سالهای دورتر ادامه پیدا میکند.
ترس از آینده واقعا بیهوده و غیرمنطقی است. ترس از آنچه که هنوز رخ نداده است یا شکستهایی که نیامده است، خوشیهای فعلی و لحظات کنونی ما را از بین میبرد. یکی از بهترین روشها برای مقابله با اضطراب و ترس از آینده و دوری از افکار منفی ناشی از آن، برنامهریزی است.
وقتی برنامهریزی نداشته باشیم، دلهره به سراغمان نمیآید. برنامهای گام به گام و مشخص، دورنمای خوبی از آنچه پیش روی است در اختیار ما میگذارد. برنامهریزی را با چشماندازی کوتاه مدت شروع کنید و بعد از اینکه در این زمینه حرفهای شدید، برنامهریزی روی اهداف بلندمدت را شروع کنید.
۲. اضطراب زمان حال
اگر جلوی افکار منفی را نگیریم، همواره نگران و مضطرب خواهیم بود. با این روش شما دیگر نمی توانید ارباب ذهن خود شوید. «وای زیر گازو خاموش کردم یا نه؟». «در خانه کاملا قفل شد یا نه؟» و هزار نگرانی ریز و درشت دیگر.
نگرانی حالتی از ترس توسعهیافته است. ترس از اینکه چیز مهمی را فراموش کرده باشیم. نگرانی در دنیای امروز با سرعت بالای زندگی همواره برای حضور در زندگی ما کمین کرده است. نگرانی و تشویش از دیوارهای نازک ترس عبور میکنند و به سادگی چون بختکی سیاه، شادی و نشاط و سلامت ما را تحتالشعاع قرار میدهند.
برای اینکه بر افکار خود مسلط شویم نیازمند یک راهنمای عملی کنترل افکار هستیم. سادهترین راه مقابله با نگرانیهای ریز و درشتی که حال ما را خراب میکنند، اولویتبندی کارها است. قبل از برنامهریزی که در قسمت قبلی شرح داده شد، باید کارها را به ترتیب ارجحیت، اولویتبندی کنیم.
مثلا خانوادهها با تهیهی فهرستی از کارهای روزانه و تقسیم کار میتوانند برنامهای منظم داشته باشند. همکاری به ویژه میان اعضای خانواده به کاهش فشار مسئولیتها کمک میکند و از اضطراب مسئولیتهای مختلف میکاهد.
۳. پشیمانی از گذشته
در کارنامهی زندگیِ همهی ما مواردی وجود دارد که نمیتوان به آنها افتخار کرد. کارهایی که از انجام آنها شرمنده و پشیمانیم. این لکههای ننگ و نقاط تاریک، گاهی حاصل اقدامات بیبرنامه ما یا اتفاقاتی خارج از کنترل ما هستند. باید پذیرفت که هیچکس کامل نیست و همه اشتباه میکنند. هرقدر هم اشتباهات ما بزرگ باشند، گذشتهها گذشته است و تفکر به آن تنها حال ما را خراب میکند. مقاله تنبیه بدنی آری یا نه؟ حتما بخوانید.
شما و کنترل ارباب ذهن
باید از اشتباهات و خطاهای گذشته درس بگیریم اما نگذاریم کنترل افکار و زندگی ما را به دست بگیرند و ارباب ذهن ما شوند. هیچچیز و هیچکس به جز خدا، کامل و بینقص نیست. پس چرا از خود انتظارات بیجا داشته باشیم و بیهوده زندگی را به کام خودمان تلخ کنیم؟
باید به اشتباهات خود فکر کنیم و ببینیم به جای آن چه کاری می توانستیم انجام دهیم که ندادیم؟ بعد از آنکه گذشته ارباب ذهن خود را تجزیه و تحلیل کردیم، باید پروندهاش را ببندیم. سپس برگ جدیدی از زندگی را ورق بزنیم. نمیتوان گذشته را تغییر داد، اما میتوان از آن عبرت گرفت.
ذهن را می توان با کنترل افکار رام کرد و غصه گذشته را نخورد. اگر افرادی موجب این اشتباهات شما میشوند و در واقع با انرژی منفی سد راه شما یا راهنمایان نامناسبی هستند، آنها را از زندگی خود حذف کنید. اگر رفتارهای شما این اشتباهات را شکل میدهند، خود را تغییر بدهید.
برای تکامل و بهبود رفتار و روابط خود تلاش کنید اما خود را سرزنش نکنید. بعضی روزهای زندگی سختتر میگذرد. در بعضی شرایط زندگی تلخ میشود. اما غم و سختی دائمی نیست. همانطور که شادی و خوشی نیز همیشگی نیست. اشکها و لبخندها اجزای جدانشدنیِ زندگی ما هستند.
تنها خودمان هستیم که میتوانیم با کنترل افکار و چشم انداز درست برای آینده و مدیریت لحظات خود معنای دقیقی به آنها بدهیم. رشد کنیم. تجربه کنیم و از فرصت شیرین زندگی کردن بهرهمند بشویم. مقاله 7 راهکار اساسی بهبود رابطه عاطفی بای کسانی که درگیر مشکلات عاطفی هستند مفید است.
ترجمه از: برتراندیش





