مدیریت ارتباط زن و مرد

سرآغاز

همه‌ی ما می‌دانیم وقتی صحبت از شیوه‌ی مدیریت ارتباط زن و مرد و برقراری رابطه بین زنان و مردان می‌رسد، زنان و مردان کاملاً روی طول موجهای مختلفی قرار دارند. محققی این مشکل دیرینه را از دیدگاهی بسیار جدید و جالب بررسی کرده است. تحقیقات وی نشان داد که تفاوتهای روش‌ و سبک‌ برقراری ارتباط در زنان و مردان، فراتر از اجتماعی شدن محض است. به نظر می‌رسد آنچه وی کشف کرده است ریشه در ساختار جنسیتی زن و مرد دارد.

وی می گوید: اولین بار وقتی متوجه مسئله مدیریت ارتباط زن و مرد شدم که در حال بازبینی فیلمهای محقق دیگری بودم. در فیلم تحقیقاتی، همکارم از دوستان نزدیک خود می‌خواست با هم گفتگویی را آغاز کنند. من مشاهده کردم که برخلاف زنان، مردان از این درخواست احساس خوشایندی ندارند.

همچنین مشاهده کردم که وقتی زنان در تمام گروه‌های سنی با هم روبه رو می‌شدند، فوراً شروع به صحبت می‌کردند. آنها گفتگوی خود را با حل مشکل یکی از زنان به پایان می‌رساندند. در مقابل مردان، به موازات هم می‌نشستند و از بحثی به بحث دیگری می‌رفتند. همه‌ی گفتگوهای آنها حول قرارهایی بود که می خواستند با هم بگذرانند.

مدیریت ارتباط

برقراری ” ارتباط ” و گفتگوی مردان با هم بیشتر به این خاطر است که به استحکام وضعیت و مقام آنها در گروه کمک کند. یعنی اینکه آنها برای حفظ استقلال و آزادی خود گفتگو و صحبت می‌کنند. اما در مقابل زنان، برای ایجاد صمیمت و نزدیکی صحبت و گفتگو می‌کنند. برای زنان گفتگو ذات و جوهره‌ی صمیمیت است. از اینرو دوستی نزدیک و صمیمی برای آنها به معنای در کنار هم بودن و گفتگو با هم است. برای مردان، فعالیتها و انجام کارها با یکدیگر مهم است.یعنی اینکه در ” کنار هم نشستن و گفتگوی صمیمانه “ جزء ضروریات دوستی نیست.

علت گفتگو

از این مشاهدات، کاملاً مشخص شد که چرا زنان‌ و مردان در صحبت با یکدیگر اینقدر متفاوت هستند. زنان‌ با صحبت درباره دوستان و علایقشان، احساس نزدیکی و صمیمیت می‌کنند. اما مردان از گفتگو در این مورد بهره نمی گیرند. به همین خاطر درک نمی کنند که چرا زنان اینقدر و پی در پی حرف می‌زنند. در نتیجه بسیاری از مردان به روشی صدای زنان را قطع می‌کنند.

در مدیریت ارتباط زن و مرد، مردان از روشهای گفتگوی مختلفی که زنان برای ایجاد صمیمت بین خود استفاده می‌کنند، کاملاً گیج و مبهوت هستند. یکی از این روشها “گفتگوی مشکلات” است. “برای زنان صحبت در مورد مشکلات جوهر ارتباط است. زن به این طریق می گوید که: من مشکلاتم را با شما درمیان می‌گذارم. شما نیز همینطور، در مورد مشکلات خودتان با من صحبت می‌کنید. این دلیل نزدیکی ماست”.

اما مردان، گفتگو در مورد مشکلات را دریافت توصیه تصور می کنند. از اینرو با یک راه حل ساده به آن پاسخ می‌دهند. پیداست که وقتی مردان با چنین روشی به درد دل زنان در مورد مشکلاتشان پاسخ می‌دهند، زنان تصور می‌کنند که آنها قصد دارند که مشکل را کوچک تصور کنند و یا شر زن را از سرش خودشان باز کنند.


فیلم کامل همایش مدیریت روابط خانواده-دکتر حمید حبشی


تفاوت دیدگاه

در چشم زنان، مردان از درِ حمایت و پشتیبانی برمی آیند. چون مردان فقط برای دریافت راه حل در مورد مشکلاتشان با هم بحث می‌کنند. مردان فکر نمی کنند که زنان با طرح مشکلاتشان قصد نزدیکی بیشتر به شوهر را دارند. به خاطر این تفاوتها، بیشترین شکایتی که مردان از زنان دارند این است که، ” زنان مدام شکایت می‌کنند. متاسفانه آنها برای حل مشکل هم هیچ کاری نمی کنند.”  اینجاست که باید بگوییم مردان اصل ذات شکایت زنان را درک نمی کنند.

از شیوه‌های مختلف این تحقیق، نکته‌ی جالبی برداشت می‌شود: زنی، که به دنبال ایجاد نزدیکی و صمیمیت بیشتر با شوهر خود است، با او در مورد مشکلات خود صحبت می‌کند. او از مرد انتظار دارد همانطور پاسخگو باشد که به دوستانش خودش (همجنس) پاسخگوست. یعنی با او در مورد مشکلات خودش حرف بزند.

اما مرد، این گفتگو را یک توصیه و راه حل تلقی می‌کند، نه صمیمیت. او مشکل را بررسی و یک راه حل ارائه می‌دهد. همانطور که به دوستان خودش (همجنس) همین پیشنهاد را می دهد و دوستانش نیز برای او همین کار را انجام می‌دهند.

حتما مقاله اضطراب امتحان را بخوانید.

شروع تعارض

اما وقتی زن باز هم به صحبت خود در مورد مشکلات ادامه می‌دهد، گویی توصیه‌ی مرد را نادیده گرفته است. بنابراین ابتدا کاملاً گیج و مبهوت و سپس عصبانی می‌شود. مرد مطمئن می‌شود که زن فقط در مورد هیچ و پوچ حرف میزند. زن هم تصور می‌کند که مردش هیچ احساسی نسبت به او ندارد. چون طوری با او صحبت نمی کند که احساس نزدیکی کند.

در مدیریت ارتباط زنان باید بدانند که گفتگوی مردان فقط به خاطر حفظ موقعیت است. یکی از اصلی‌ترین اهداف موجودات زنده ی نر در زندگی زوج‌گیری است. برای این منظور آنها باید آنقدر قوی و نیرومند باشند تا بتوانند با رقیبان دیگر مبارزه و برخورد کنند و آنها را شکست دهند.

همینطور که بزرگتر می‌شوند، با اولویت بندی کارها، زمان را می‌گذرانند. وقتی حیوان نر آنقدر بزرگ شد که بتواند در برابر حریفان نر دیگر بایستد، خواهد توانست که جفت مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کند. جنس نر انسان نیز به طریقی کاملاً مشابه سایر حیوانات عمل می‌کند.

پسرها برای گرفتن درجات اجتماعی بالا، دستور می‌دهند. آنها برای ایجاد نفوذ و تسلط دستور می‌دهند نه برای اینکه واقعاً می‌خواهند آن عمل را انجام دهند. بعضی از پسرها هم که مجبور به انجام دستورات هستند، شان و مقام پایین تری دارند.

اختلاف گفتگو

این موضوع در مشاهده‌ی یکی دیگر از اختلافات زن و مرد با یکدیگر نیز اهمیت دارد. زنان نمی توانند پایداری مردان را در مواقع درخواست کمک متوجه شوند. زنان باید مطالب بالا را به خاطر بیاورند و بفهمند که، در مدیریت ارتباط برای مردان انجام کارهایی که از آنها درخواست می شود، به معنای کسر شان و مقام خود در آن رابطه است.

مردان معمولاً فکر می‌کنند که زنان قصد کنترل کردن آنها را دارند. آنچه از نظر زنان فقط یک درخواست کوچک است، از نظر مردان شیوه‌ای برای کنترل کردن به شمار می‌رود. زنان می‌خواهند که مردان هر چه آنها می‌خواهند انجام دهند.

اگر زنی بداند که کاری که انجام می‌دهد واقعاً مرد را می‌آزارد، انجام آن کار را متوقف می‌کند. همچنین زن اگر بداند که مرد می‌خواهد او کاری را انجام دهد، قطعاً برای انجام آن کار تلاش می کند. او این را معنای عشق می‌داند و تصور می‌کند که مردش هم باید مثل او فکر و عمل کند.

اما مردان در برابر کارهایی که از آنها خواسته می‌شود، بسیار مقاوم و پایدار هستند. یعنی دقیقاً متضاد با خانمها! ” البته مردانی هم وجود دارند که بسیار برای زنان ارزش قائل می شوند و به آنها کمک می کنند.

مدیریت ارتباط ژاپنی

گفتگوهای مردانه، در پی ایجاد و حفظ مقام و رتبه است، در مقابل گفتگوهای زنان کاملاً متغایر با شیوه‌ی گفتگوی مردان و بسیار تساوی طلبانه‌تر است. وقتی زنان به هم می‌رسند، در مورد مشکل یکی از خودشان به بحث می‌نشینند و نتیجه‌ی بحث را بر مبنای خواست همه به پیش می برند. این نوع گفتگو بسیار مهمتر و تقریباً شبیه به سبک مدیریت ژاپنی است. مردانی که با بازرگانان ژاپنی در داد و ستد هستند، باید به کلی شیوه گفتگوی خود را تغییر دهند و مجبور شوند نزدیکتر و صمیمانه‌تر با آنها برخورد کنند.

گفتگوی عاطفی

خوانندگان مقاله مدیریت ارتباط زن و مرد احتمالاً این احساس را پیدا خواهند کرد که شیوه‌ی زنان برتر از شیوه‌ی مردان است. درواقع، از شروع جنبش‌های زنان، افراد بسیاری اعلان داشته اند که مردان اصلاً شیوه‌ی گفتگو را بلد نیستند (چرا؟ چون به شیوه‌ی زنانه گفتگو نمی کنند). آموزش‌های زیادی برای تعلیم دادن روش‌های گفتگو به مردان انجام گرفته است. اما هیچ گونه آسیب و اشکالی متوجه شیوه و سبک گفتگوی مردانه نیست.

<yoastmark class=

یکی از حقایق جالبی که در تحقیق مدیریت ارتباط زن و مرد کشف شد مربوط به شیوه‌ی گفتگوی توافقی عموم خانم هاست. برای زنان موافقت و رضایت عموم به معنای مطابقت و یکسانی آنهاست. اگر یکی از زنان در جمع بخواهد که نظر خود را پیش ببرد، همیشه مشکلی وجود خواهد داشت. “اگر دختری کاری را انجام دهد که دختر دیگر نپسندد، مورد انتقاد قرار گرفته و گاهی طرد می‌شود. ” احتمالاً دخترهای زیادی تا به حال با چنین طرد شدگی از جمع دوستان خود روبه رو شده باشند.

نتیجه گیری

در خاتمه، هر دو جنسیت باید بتوانند اختلافات و تفاوتهای موجود در شیوه‌ی گفتگوی یکدیگر را بدانند. همچنین انتظار غیرممکن نداشته باشند. زنان باید یاد بگیرند که آن نوع گفتگوی صمیمی که با دوستان همجنس خود دارند را فقط باید با همانها حفظ کنند و از آنها انتظار داشته باشند.

اینکه بخواهند مردانشان را هم به یکی از دوستانشان تبدیل کنند غیر ممکن خواهد بود و در ارتباط با همسر خود شکست می‌خورند، چون مردان به طور کلی احساس صمیمیت و نزدیکی را به آن شکل ایجاد نمی کنند.


بخوانید: چگونه انگیزه یک فریلنسر را افزایش دهیم؟


مردان نیز باید بفهمند که وقتی همسرشان با آنها صحبت می‌کند، سعی دارد که با او ارتباط برقرار کند. او حرف نمی زند که فقط حرفی زده باشد. همچنین مثل دوستان هم جنسشان برای تحکیم موقعیت خود صحبت نمی کند. اگر او هم بتواند آنچه در خود دارد با او تقسیم کند، زن متوجه خواهد شد که مردش او را کنار نمی زند. چنانکه دوستش دارد و می‌خواهد به او نزدیک شود.

فهم آسان مدیریت ارتباط

پس از خواندن این مقاله، دیگر فهم مدیریت ارتباط زن و مرد آسان است. بهتر می فهمیم یکی از منابع اصلی جنگ و جدلهای بین جنسیت‌های مختلف، به خاطر تفاوت در شیوه‌ی گفتگو و روابطی است که بین آنها برقرار است. اگر مردان انتظار نمی داشتند که زنان هم مثل آنها گفتگو کنند، می توانستیم انرژیمان را صرف بررسی نحوه‌ی مدیریت و تحسین و سپاس دو جنسیت از یکدیگر کنیم. البته اگر زنان و مردان دقیقاً مثل هم بودند، زندگی بسیار کسل کننده و یکنواخت می‌شد در حالی که زندگی پستی و بلندی های زیادی دارد.

ترجمه از: برتراندیش

پیمایش به بالا
[theme-my-login]